خلاصه فصل چهارم کتاب فرهنگ آموزش ژاپن( مقایسه الگوی آموزش و مدرسه داری ژاپن و آمریکا )
بسمه تعالی
دانشگاه:پیام نورتهران/واحدتهران جنوب استاد:دکترابوالفضل بختیاری
رشته تحصیلی:کارشناسی ارشدبرنامه ریزی درسی دانشجو:روح الله نوری
عنوان: ظهور مدل مدرسه ژاپنی: تصاویری از گذشته
مقدمه
سیاست های آموزشی با تغییر حکومت ها دچار تغییراتی می شوند و مدل های مدرسه داری جدیدی ظهورمی کنند که با مقاومت هایی از طرف مردم برای پذیرفته شدن روبرو می شوند. در دوره های مختلف مدل های مدرسه داری جدید جای مدل های سنتی را می گیرند ولی سنت ها به طور کامل حذف نمی شوند. در متن زیر ویژگی های مدرسه چیزاماتو، سازمان پرسنلی شیوه ژاپنی، برنامه ریزی وقایع مدرسه، تربیت پرسنل مدرسه-مبنا، مدیریت کلاس درس، سازمان دهی پرسنل و دانش آموزان پرداخته شده است. و سپس ظهور مدل مدرسه ژاپنی و آمریکایی خلاصه شده، نوشته زیر به ظهور مدل مدرسه ژاپنی: تصاویری از گذشته می پردازد.
مدرسه ابتدایی چیزاموتو در توکیو، در محله اوتا، واقع است. مدرسه ای است با تاریخ طولانی که در ۱۸۷۸ (میجی ۱۱) تأسیس شد. نماد مدرسه متشکل است از اسم مدرسه و در اطراف آن، تصاویری از گندم، و اهداف مدرسه که در کتابچه راهنمای آموزگاران عبارتند از:
۱) کودکانی که عمیق فکر می کنند،
۲) کودکانی که ملاحظه کارند،
۳) کودکانی که سخت کوشند،
4) کودکانی که سالمند. مدارس ژاپنی همگی دارای چنین اهداف و شعارهایی هستند که هدف از آنها یکپارچه کردن و نزدیکتر کردن اعضای مدرسه به یکدیگر است.
مدرسه ابتدایی چیزاموتو در صدمین سال تأسیسش در ۱۹۷۸ کتابچه ای با تصاویری از تاریخ مدرسه منتشر کرد. خواننده را به حیرت وا می دارد زیرا تقریبا تمام صفحات آن حاوی فعالیت های جمعی مدرسه است: جشنها، روز ورزش، وقایع مرتبط با مدرسه و شهر، جشن فارغ التحصیلی، برنامه های شبانه، نظافت دسته جمعی، کمیته های دانش آموزی، باشگاهها و...
بعضی از ویژگی های مدرسه ابتدایی چیزاموتو با نسل فارغ التحصیلان میجی، آنها ساختمان اولیه مدرسه یک کلبه کوچک بود که فقط 2 آموزگار داشت گه یکی از آنها در همان ساختمان مدرسه زندگی می کرد. دانش اموزان نیروهای کار با ارزشی بودند. از نظر بسیاری از خانواده ها ، آموزش در خارج از مدرسه انجام می شد.آقای کیوبو یکی از فارغ التحصیلان اظهار داشت که مدرسه با آنچه امروز هست تفاوت زیادی دارد.اینکه سن دانش آموزان در یک کلاس بسیار متغیر بودو بچه ها هرروز به مدرسه نمی آمدند و حضور در کلاس ها انعطاف پذیر بود.
یکی دیگر از فارغ التحصیلان مدرسه که برای تاریخچه مصاحبه شد از گروه فارغ التحصیلان سال ۱۹۰۶ بود که اظهار داشت در آن روزها از کیفهای یکسان برای گذاشتن وسایل مدرسه در آنها خبری نبود و بچه ها کتاب ها را زیر شال لباس سنتی ژاپنی می گذاشتند. این دنیای بسیار متفاوتی از آنچه امروز داریم است که در سراسر کشور، بچه های مدارس ابتدایی را می بینیم که کوله هایی به سبک ژاپنی بر پشت دارند. فروش وسایل مدرسه ای استاندارد، از کوله پشتی تا لباس ورزش، به تجارت بزرگی در ژاپن تبدیل شده است. وسایل یکسان جزو ویژگیهای ژاپنی شده و نمادی از تأکید ژاپنیها بر باهم بودن و کنترل گروهی است.
سازمان پرسنلی شیوه ژاپنی
در 1997 مدرسه ابتدایی چیزاموتو747 دانش آموز داشت و تعداد پرسنل تمام وقت آن 46 و نیمه وقت آن 6 نفر بود. فهرست پرسنل متشکل بود از مدیر (1)، معاون (1)، آموزگاران کلاس ها (29)، آموزگار-بهیار (1)، مسئول تغذیه(1)، پرسنل سالن غذاخوری (5)، نظافتچی(3)، منشی و دفتردار (2)، نگهبان برای هدایت دانش آموزان در ترافیک (1)، نگهبان امنیتی (2)، و شش نفر پرسنل نیمه وقت آن: مدرس(1)، پزشکان مدرسه(4)، مسئول دارویی مدرسه(1). این در مقایسه با پرسنل چیزاموتو که تمامی پرسنل ان دو آموزگار بود تقسیم کار چشم گیری است.
برنامه ریزی وقایع مدرسه
آنچه اغلب موجب حیرت ناظران غربی به عنوان ویژگی مدارس ابتدایی ژاپنی می شود تنوع وقایع مدرسه و ماهیت سازمان یافته آنهاست.یک مدرسه ژاپنی از دید خارجی ها بسیار سازمان یافته است مدارس ژاپنی در خارج از کشور نیز وقایع مدرسه را مثل مدارس داخل کشور برنامه ریزی می کنند. آموزگاران آمریکایی با دیدن چنین چیزی حیرت می کنند زیرا از دید آنها وقایع بسیار سازمان یافته اند. اگر از یک آموزگار آمریکایی بخواهیم برنامه یک ساله ای را ارئه دهد خواهد گفت: تنظیم چنین برنامه ای محال است. آموزگاران ژاپنی همه با اهداف وقایع آشنا هستند و تنها در مورد عناوین آنها در اتاق آموزگاران بحث می کنند. آموزگارانی که در ژاپن دوره دیده باشند قادر به درک این منطق آن هستند. برای هر مولفه پرسنل مدرسه یک برنامه سالانه طرح می کنند. بنابراین آموزگاران مدرسه همگی در وظایف مربوط به اداره مدرسه از طریق یک شبکه تقسیم کار مشارکت دارند و دانش آموزان همگی در وظایف مربوط به اداره مدرسه و کلاس ها از طریق شوراهای دانش آموزی، وظایف مدرسه ای و انجام آگاهی سازی وتصمیم گیری گروهی برخوردار از ماهیت تقریبا از پایین به بالا گذاشته می شود. این همان الگویی است که گفته می شود ویژگی شیوه مدیریت ژاپنی است.
تربیت پرسنل مدرسه-مبنا
شیوه ژاپنی تربیت پرسنل مدرسه مبنا که در آن تمام پرسنل یک مدرسه بر روی یک موضوع مشترک تمرکز می کنند نمونه دیگری از نهادینه کردن سازمان پرسنل گروه-مبنا در ژاپن، از ویژگی های ژاپنی است. به گفته ی ناکادومه ریشه های این تربیت پرسنل مدرسه-مبنا را می توان در قبل از جنگ جست و جو کرد. تقریبا اواخر دوره 1880 قبل از سیستم تقسیم کار در میان پرسنل، آموزش پرسنل توسط یک هیات منتخبین شهر انجام می شد که آموزگاران مدارس مختلف را انتخاب می کردند و آموزش می دادند. در طول جنگ جهانی دوم، تربیت پرسنل نیز در خدمت اهداف سازمان دهی ملی برای جنگ در آمد.
ناکادومه در مقایسه آموزش مدرسه-مبنا برای پرسنل در ژاپن و ایالات متحده تفاوت ها را بدین گونه مقایسه می کند. نمونه سنتی امریکایی آموزش حین کار بیشتر برون نگر و فرد مدار است و مثلا در رابطه با پیشزفت شخصی و شغلی دیده می شود.ژاپنی ها از گرد هم اوردن تمامی پرسنل برای پاسخ گویی به یک موضوع مشترک در رابطه با بهبود مدرسه، آموزش کودکان هدف جامع تری را دنبال می کند.از طرفی، در سال های اخیر ، در امریکا تاکید بیشتری بر همکاری پرسنل دیده می شود اما ناکادومه می نویسد که تمایل آمریکایی ها در نظر گرفتن شبکه ها ، ارتباطات و همکاری پرسنل به عنوان شخصی آنهاست،برخلاف نمونه ژاپنی کم کاری پرسنل را نوعی وظیفه می دانند و تمرکزش بر استفاده از آن برای حل موضوعات مشترک در مدرسه است. ناکادومه این امر را به این حقیقت نسبت می دهد که سازمان پرسنل آمریکا ، با تاکیدش بر جداسازی و فردی سازی رفتار با دانش آموز، و ایده ئولوژی فرد گرایان های که حامی این تفکر است، فرصت های اندک تری برای همکاری را نسبت به مدل ژاپنی در اختیار پرسنل می گذارد و در نتیجه، چنین تلاش های شبکه ای را در سیستم خود معنادارتر می سازد.
مدیریت کلاس درس
واحد گروه اساسی فرهنگ باهم بودن ژاپنی،تا جایی که به دانش آموزان مربوط است کلاس درس آنهاست. به خصوص در سطح ابتدایی. اهمیت مدیریت و اداره کلاس درس در بافت مدارس امروزی ژاپنی بسیار زیاد است. بخصوص برای آموزگارانی که برای تدریس کلاس های اول تعیین می شوند. تشکیل یک جامعه کلاسی از کودکانی که مستقیما از مهدکودک یا مراکز مراقبت روزانه آمده اند بزرگترین چالش به حساب می آید.حوزه مسئولیت یک مدرسه ژاپنی بسیار وسیع بوده و تا جاهایی که در غرب جز قلمروهای خانه و جامعه به حساب می آیند امتداد دارند. مراسمی که بر روح جامعه تاکید دارد، سطح بالای سازمان دهی در وقایع مدرسه، تاکید بر فعالیت های غیر درسی که سازنده روابط بین شخصی و با هم بودن هستند. حوزه وسیع اقتدار مدرسه که تا خانه ها امتداد داد، و دخالت کامل معلم به عنوان مصلح و مرشد کودک کامل- همه این ها بخشی از مدل مدرسه امروزی ژاپن بشمار می آید. مدرسه ژاپنی اغلب ساعت هایی را برای فکر کردن در برنامه فعالیت هایشان می گنجانند.
ظهور مدل مدرسه ژاپنی
تولد کلاس درس
کودکان ژاپنی برای دریافت آموزش فردی از کلاس تو و بیرون نمی روند وهمچنین توانمندی ها عامل دسته بندی در سطح مدارس ابتدایی نیستند.اعضای کلاس درطول اکثر ساعات مدرسه خود با یکدیگر به سر می برند و در فعالیت های مشترک و در تعاون با یکدیگر شرکت دارند. مدارس ژاپنی به طور رسمی شامل نه تنها تدریس موضوعات درسی از قبیل خواندن و ریاضیات هستند، بلکه فعالیت های غیر درسی، چون غذا خوردن با یکدیگر و مشارکت در برنامه های مدرسه، را نیز شامل می شوند که در نتیجه، باعث می شود دانش آموزان و پرسنل مدرسه حتی وقتی که در کلاس هم نیستند با یکدیگر بسر می برند. این ساختار اجتماعی اغلب به عنوان یک ویژگی مدارس ژاپنی و مبنای کار گروهی تعاونی و وفادارانه در شرکت های مدل ژاپنی نیز دیده می شود.
در سالهای اولیه تاسیس سیستم آموزشی مدرن ژاپن، هیچ معادلی برای کلاس های امروز وجود نداشت تااینکه از دنیای غرب به ژاپن وارد شد. کودکان در دوره تاسیس مدارس مدرن ژاپنی از طریق آزمون و نه از طریق سن تقسیم می شدند. ایده کلاس بر اساس سن موضوعی نا آشنا در سنت به شمار می آمد و افسانه ای بود که از طریق تلاش های مدرنیزه کردن دولت میجی به ژاپن وارد شد.
ناکااوچی: کاربرد مدرسه در غرب بر آموزش موضوع-مبنا متمرکز است در حالی که مدرسه ژاپنی به طور فعالانه بر مسئولیت غیر درسی دیسیپلین در عادات روزانه متمرکز است و شخصیت سازی از نقش های عمده آن است.
عمومیت تدریس تمام کلاسی، که در نظر بسیاری از ناظرین امروزی نشان دهنده یک تفکر با هم بودن است، نیز از ویژگی های ژاپنی در مقایسه با کشور های غربی به شمار می آید.
دوره قبل از مدرنیزاسیون شیوه تدریس در مدارس رعایا، تدریس فردی به تک تک کودکان بود. با تاسیس مدارس ابتدایی مدرن، با بهره گیری از مدل غربی تدریس، تدریس تمام کلاسی وارد متون ژاپنی شد.
با ورود ژاپن به قرن بیست و یکم به نظر می رسد که آموزگاران بیشتری به تدریس گروهی رو آورده اند و معلم های کمک زبان آموز بیشتری به کلاس ها راه یافته اند و آموزش های اختصاصی برای دانش آموزانی که زبان مادریشان ژاپنی نیست روز به روز بیشتر شده است و همچنین گروه بندی بر اساس توانمندی در سطح مدارس متوسط به وجود آمده است.
فعالیت های فوق درسی
یکی از ویژگی های مدارس ژاپنی اهمیتی است که برای فعالیت فوق درسی در نظر گرفته می شود، که علاوه بر موضوعات مختلف و آموزش اخلاقی، در راهنمای دروس ملی گنجانده شده است. وجود وقایع و مراسم مدرسه از جمله نظافت مدرسه، در سال های پیش از جنگ نیز در بعضی از مدارس در گوشه و کنار کشور ثبت شده اند. این فعالیت فوق درسی بخشی از تلاش برای شکل دهی کشور و ملت مدرن ژاپن به شمار می آمدند. در سال 1871 وزارت آموزش و پرورش در دولت جدید تاسیس شد. یک سال بعد، قانون دبستان ها در 1782 برنامه ای برای تاسیس یک سیستم مدرسه ای مدرن ارائه داد. امروزه آموزش مدرسه ای تا سطح متوسطه در ژاپن تقریبا همگانی است. رفتن به مدرسه امری عمومی و همگانی به حساب می آید اما همیشه چنان نبود. در سال های اولیه سیستم مدارس نوین حضور دانش آموزان بسیار اندک بود و سن ورود به مدرسه نیز متغیر بود این روال تا به داخل قرن بیستم ادامه یافت. در 1879 قانون آموزشی صادر شد و یک سال بعد مورد اصلاح قرار گرفت. در این مقطع آموزش اخلاقیات یکی از موضوعات اصلی به شمار می آمد. سیستم مجوز کتب درسی آغاز به کار کرد و در 1903 متون درسی دولتی تدوین شدند. در 1890 همان سال قانون مدارس ابتدایی، پیش نویس سلطنتی آموزش صادر شد که تاکیدش بر وفاداری به دولت امپراتور بود.
تحت تلاش های دوره جنگ و بسیج ملی، قانون ملی مدارس در 1941 به تصویب رسید و در اولین بند آن، مدارس ابتدایی را ملزم به تاکید بر نظم، چه ذهنی و چه جسمی، و ایجاد رعایای توانمند امپراتور می کرد. فعالیت های فوق درسی در پرتوی جنگ مقدس اهمیت جدیدی یافت.
در 1947 اولین بخشنامه مواد آموزشی پس از جنگ در رابطه با فعالیت های فوق درسی منتشر شد که موضوعاتی چون تحقیقات آزاد را شامل می شد که عمر کوتاهی داشتند. در 1958 اجرای قانونی مواد آموزشی افزایش یافت و آموزش اخلاقیات دوباره با یک هدف جدید وارد برنامه شد و برنامه درسی به چهار حوزه تقسیم گردید: موضوعات فردی، آموزش اخلاقیات، فعالیت های آموزشی ویژه، و وقایع مدرسه.
در 1968و1969 اصلاحات مواد آموزشی برای مدارس ابتدایی و راهنمایی شکل گرفت و فعالیت های آموزشی ویژه به فعالیت های ویزه تبدیل شد و وقایع مدرسه به برنامه مدارس اضافه گردید. این دوره را دوره معجزه اقتصادی ژاپن نیز می گویند.
ظهور مدل مدرسه آمریکایی
برخورد با تفاوت ها
امروزه گروه بندی بر اساس توانمندی و آموزش فردی از سنین اولیه، ویژگی های مدل آمریکایی در مقایسه با مدل ژاپنی است. حداقل در مدرسه ابتدایی، که نسبتا آزاد از فشار امتحانات است، مدارس ژاپنی سعی کرده اند به مساوات پایبند بمانند. گروه بندی بر اساس توانمندی در این سطح انجام نمی شود وجدا کردن دانش آموزان برای کمک ویژه باب نبود.
امروزه باتوجه به ساختار فردمدار و رقابتی تر جامعه آمریکا، این ماهیت بارز مدارس آمریکایی ممکن است بسیار طبیعی به نظر رسد، اما یک قرن پیش، مدارس آمریکایی خیلی شبیه مدارس ژاپنی بودند. مدارس تاکیدشان بر مساوات و صفاتی بود که برای یک شهروند خوب لازم است.
در آغاز قرن بیستم تغییرات وسیعی در حوزه آموزش و پرورش در آمریکا رخ داد. جهش بارز شرکت در مدرسه، به خصوص ورود گسترده مهاجران فقیر ودارای مهارت های اندک از جنوب و شرق اروپا که نسبت به گروه های مهاجران پیش از خود بیگانه تر با فرهنگ سرزمین جدید بودند، چالش های بزرگی پیش رو مدارس، به خصوص در شهرها قرار داد. در اوایل دهه 20 تقریبا تمام مطالعات مربوط به تفاوت های گروهی در آزمون ضریب هوش به گونه ای علمی در قوانین مهاجرت دخالت داده شدند.اعتقاد به برتری آنگلاساکسون، اعتقادات تکاملی، نیاز به آمریکایی کردن مهاجران، ایده آل ها در رابطه با پیشرفت فردی و اعتقاد به پیشرفت علوم و صنایع زیر بنای بحث های این دوره به شمار می آمدند.
ایده آل قرن نوزدهم مبنی بر آموزش یکسان برای یک ملت یکسان و متحد، جلوه خود را از دست داده بود. نیازهای جدید توسط تامین برنامه های جدید و گروه های جدید متخصصین پاسخ داده می شدند. برنامه های ویژه برای معلولین ذهنی، بزهکاران، و تیزهوشان و مدارس ویژه برای آموزش حرفه ای به معنای این رشد که مشاغل جدید، مجوز به آموزش و تعلیم حرفه ای و مجوز و پروانه وارد صحنه آموزش و پرورش شدند.
امروزه متخصصین آموزش و پرورشبه اندازه همتاهای خود در اوایل قرن بیستم از خوش بینی کورکورانه نسبت به علم و کارایی صنعتی برخوردار نیستند. پیشرفت علم تنها یک نعمت نبود بلکه نفرین هم بود. دوره اعتقادات مطلق به مدل کارخانه به پایان رسیده است. دوره جدید فناوری اطلاعات نیازمند توانایی هایی متفاوت از نیازمندی دوره تولید انبوه می باشد.
نتیجه گیری
نتیجه می گیریم برنامه ریزی وقایع مدرسه بسیار سازمان یافته هستند و مدارس ژاپنی همگی دارای اهداف و شعارهایی هستند که هدف از آنها یکپارچه کردن و نزدیک تر کردن اعضای مدرسه به یکدیگر است.در گذشته دانش آموزان ژاپنی نیروهای کار با ارزشی بوده اند و فعالیت غیردرسی از جایگاه بالایی برخوردار هستندو شیوه ژاپنی تربیت پرسنل مدرسه مبنا که در آن تمام پرسنل یک مدرسه برروی یک موضوع مشترک تمرکز می کنند ولی در نمونه سنتی آمریکایی آموزش حین کار بیشتر برون نگر و فردمدار است در آمریکا تاکید بیشتری بر همکاری پرسنل دیده می شود اما در ژاپن کم کاری پرسنل را نوعی وظیفه می دادند. یک قرن پیش، مدارس آمریکایی خیلی شبیه مدارس ژاپنی بودند و مدارس تاکیدشان بر مساوات و صفاتی بود که برای یک شهروند خوب لازم است. با توجه به تغیرات درمدل های اساسی دو کشور و دوره جدید فناوری و اطلاعات نیازمند راه کارهای متفاوتی نسبت به گذشته می باشند.
منابع
تسونه یوشی، ریوکو،فرهنگ آموزشی ژاپن(مقایسه الگوی آموزش و مدرسه داری ژاپن و آمریکا )،دکتر ابوالفضل بختیاری(عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان)،با همکاری: دکتر علیرضا رضائی(عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان)- سحرآقایی جم(پژوهشگرآموزشی)، ویراستارعلمی: دکترحسن رحیمی، چاپ آوای نور(1398)